محمد على مجاهدى

193

كاروان شعر عاشورايى ( فارسي )

چند باشد اى فلك ! بنياد دوران برقرار ؟ * خانهء دين شد خراب از گردشت ، شرمى بدار ! چند صحبت بر جراحتها نمك‌پاشى كند ؟ « 1 » * چند سازى تازه ، داغ خلق را اى روزگار ؟ عرصهء جولان سيلاب فنا كن ، خاك را * چند گرد فتنه برخيزد ازين دشت غبار ؟ مجلس افروز شبستان عدم كن ، مهر را * چون چراغ كشته ، در بيرون اين بزمش گذار سفرهء شطرنج انجم را بپاش از يكدگر * دورريز اين استخوان پوسيده‌ها را از كنار از مه و صبح است چون آماده كافور و كفن * تا به كى دارى بنات النّعش را در زير بار اهل دنيا را به مرگ زندگى بنشان به خاك * پس قيامت را به تكبير فنا كن آشكار تا برافرازد علم تيغ مكافات از نيام * گل كند از آتش دوزخ صلاى انتقام « 2 » 20 . جوياى تبريزى ( ف 1118 ) زندگينامه ميرزا داراب بيگ متخلص به ( جويا ) فرزند ملا سامرى اصلا تبريزى است ولى چون زادگاهش در كشمير بوده به جوياى كشميرى نيز معروف است . وى از غزلپردازان نام‌آور سبك اصفهانى در سدهء يازدهم و اوايل سدهء دوازدهم هجرى است و در دوران عالمگير پادشاه در هند مىزيسته و مورد عنايت او قرار داشته است . اگرچه در سخن ، از شيوهء صائب تبريزى ( 1010 - 1081 ) پيروى مىكرده ولى از شاگردان محمد سعيد اشرف و ملا رضاى تجلى بوده است ، و بسيارى از شعراى هم‌روزگار او در هند از شاگردان وى بوده‌اند ، از قبيل : عبد العلى ( طالع ) ، عبد العزيز ( قبول ) ميرزا ساطع ، و همو پس از غنى كشميرى بر همگنان خود برترى داشته است . برادران جوياى تبريزى نيز در شعر دستى داشته‌اند : كامران ( گويا ) و فتح على ( مسكين ) كه اين هردو نيز زادگاهشان كشمير بوده است .

--> ( 1 ) . تصحيح قياسى شد . ( 2 ) . همان ، ص 182 تا 184 . متأسفانه ديوان چاپى شفيعاى شيرازى پر از اغلاط چاپى است و گاهى نيز اشتباهاتى در آن رخ داده كه مسلما سهو القلم است . براى نمونه : بخش چهارم ديوان وى به « ترجيعات » اختصاص داده شده در حالى كه دو تركيب‌بند در اين قسمت آمده ولاغير ! .